صفى الدين محمد طارمى
268
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
كه حدّ شرع محفوظ باشد و تجاوز نكند به سوى چيزى كه حلال نباشد . و اوست معنى قولش كه : « و العلم قائم ، و شهودك المعنى دائم » « 1 » يعنى حدّ انبساط و سماحت بالعرض « 2 » آن است كه بيرون رود از حكم « 3 » مباح ، و ميل نكند به غفلت و لهو ؛ پس واقع شود در حدّ محظور شرعى يا غفلت طبيعيه ، بلكه بوده باشد واقف بر حدّ شرع و حضور به قلب و شهود معنى مقصود . و گفتهاند بعضى در اين معنى : « مباش لين ؛ پس افشرده مىشوى ؛ و نه يابس ؛ پس شكسته مىشوى » . و محافظت بر حدّ اعتدال و مجانبت از تفريط و افراد در جميع اخلاق امرى است محمود و پسنديده . و الدرجة الثانية : الانبساط مع الحقّ ؛ و هو أن لا يجنّبك خوف ، و لا يحجبك رجاء ، و لا يحول بينك و بينه آدم و حوّا . انبساط جمع نمىشود با خوف و رجا . زيرا كه خوف و رجا در حال بدايت و مقام نفس و احتجاب است ؛ و انبساط حال عارفين و ارباب قلوب و تجلّيات است ؛ و خوف حكم مىكند به دورى و بعد ، و انبساط نمىباشد مگر با قرب . و در بعضى از نسخهها « أن لا يحبسك خوف » و در بعضى « أن لا يجبنك » - از جبن - و اينها متقاربند در معنى . زيرا كه خوف مورث جبن و احجام و انقباض است ، و كلّ اينها منافى انبساط است ، و چگونه منافى نمىباشد كه انبساط از عالم جمال است ، و خوف و آنچه از لازم اوست از عالم جلال است ؛ و همچنين است رجا . زيرا كه صاحب رجا متوقّع است چيزى را . پس لا بدّ است از براى او از تملّق تا آنكه قضا كند حاجت خود را ؛ پس « 4 » مستطيع نيست آنكه منبسط شود و گستاخى نمايد ؛ و
--> ( 1 ) . اصل : و العلم قائم و شهود تو معنى را دائم باشد . ( 2 ) . اصل : به عرض . ( 3 ) . اصل : حدّ . ( 4 ) . اصل : و .